به نام خدا

icarus

به روایت دورافتاده ترین ستاره ی اسمان ...

مردشورشب و روزمن و این حال خراب..

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۹۷/۰۳/۱۷
اسمان

یک گونه بسییییییار نادر میباشم:/ (موقت)

این یه ازمون شخصیت شناسی که تو وب دوتا از دوستان دیدیم ماهم همین جوری انجام دادیم این هم نتایج اندر احوالات ما

پ.ن بنظرم اوکی بود میشه گفت حداقل مثل بقیه سایت ها سرکاری  و چرت نبود.با تشکر ازدوستمون که معرفی کردن

پ.ن من تقریبا این میزان درصدهاش رو قبول ندارم فرضا شاید من عاطفی باشم  ولی خداییش 63درصد دیگه نیستم:))

پ.ن یه متن طولانی  وکامل درباره شخصیت هاتون توضیح میده که من فقط یک قسمت کوتاه به عنوان نمونه گذاشتم که دوست داشتید انجام بدید

 

 

۹۷/۰۳/۱۵
اسمان

از ان زمان که ارزو چو نقشی از سراب شد

از در بلوک خوابگاه که وارد میشی چندتا رو مبینی که گوشه های راهرو (وای فای ما فقط تو راهرو کانکت میشه)رو صندلی یا زمین نشستن غرق گوشی هاشون هستن ،که امشب  کدوم عکس رو بزارن که بهتر توش افتاده باشن اینارو کم مبینی که اینجا نباشن
طبقه های بالا بری میبینی کنار پنجره ها چند نفری سخت درگیر با گوشی حرف زدن چندتایی با فرد مورد نظر که مشخصه داره کیلو کیلو تو دلشون قند آب میشه چندتایی دیگه هم درحال جروبحث هایی که اگه از خودشون هم بپرسی دقیق نمی دونن از سرچی دعوا شون شده،
توکتابخونه رو نگاه میکنی چون خیلی هوای خوبی داره اکثرا تو خواب نازن ،خیلی تعداد کمی مبینی سخت درگیر تموم کردن مقاله و پروژه این جور چیزا هستن و دنبال بورس گرفتن تا زودتر برن
یکی داره جلو آینه داره به خودش میرسه چون یه ماشین لاکچری(در جریانید که منطقه آزاد اینجا:) دم در منتظرش هست
یکی هم اون طرف تر داره تیپ رسمیش رو چک می‌کنه که به کنفرانس ش برسه
یکی هم مثل من تو آفتاب اهواز تو پله های جلو بلوک  سیب گاز میزنه و قمیشی گوش میکنه


درهمین حد دنیای آدما اینجا فرق داره

+داشتم سراب هایده گوش میدادم که شد عنوان این پست

۹۷/۰۳/۰۸
اسمان

دراخرین روزهای ترم و عکس دست جمعی مون:)

،اخرین روزکلاس ،نماینده داخل گروه پی ام داد که همه فردا روپوش هارو بیارین می‌خوایم عکس دست جمعی بگیریم
از اون جایی که این دانشگاه های کوفتی کلا ورودی بهمنی هارو آدم حساب نمی کنن،نه جشن ورودی،نه جشن معارفه ای ،نه خوش امدی،هیچیییی ،ما در مظلومانه ترین حالت خودمون دوربین جور کردیم یه عکس دورهمی از خودمون داشته باشیم
از اونجایی که نصف پسرا روپوش نیاوردن بقیه پسرا هم نپوشیدن ،و این گونه گند زدن به عکس
تازه ۱ساعت هم داشتیم دور دانشکده می‌چرخیدم که لوکیشن پیدا کنیم آخرشم در داغون ترین جای ممکنه که آفتاب راست تو چشممون بود ایستادیم و کلی هم غرغرکردیم
عصرش هم عکسا رو استوری کردیم به قیافه های داغون هم دیگه خندیدیم
باتمام اینا کلی خندیدیم اون روز و تبدیل شد به یکی از خاطره های دوست داشتنی از اهواز
عکس دست جمعی نمیشه گذاشت ولی این شما اینم آسمون
بمونه اینجا یادگاری از ترم یک:))

دریافت

۹۷/۰۳/۰۴
اسمان

کی؟کجا؟کدوم لحظه ؟

وقتی به ۴۰سالگی و۵۰سالگیم فکرمیکنم ، به حسی که تو میانسالی خواهم داشت،
به مرور خاطرات این دوران، به حسرت ها به ارزوهایی که شاید خیلی هاش در حد همون آرزو مونده باشه یا راه هایی که رفتم و چیزی جز خستگیش رو تن پیرونحفیف م نمونده.
واقعا میبینم که حال و حوصله اون روزا رو ندارم کاش خدا تو همون ۳۰،۳۵سالگی سروتهش هم بیاره تموم بشه بره

 

+وقتی ستاره های وب داره اینقدر تند تند روشن میشه یه جای کار لنگ میزنه...بدهم لنگ میزنه

۹۷/۰۲/۲۸
اسمان